الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
175
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
امتحان آدم بهوسيلهء ابليس و امتحان ابليس بهوسيلهء آدم تشبيه مىكند . جملهء « فَجَعَلَ أَحَدَنَا حُجَّةً عَلَى الْآخَرِ » اشاره به حجت بودن امام در برابر معاويه است نه اينكه هر كدام حجت بر ديگرى باشند ، زيرا اگر منظور اين بود بايد مىفرمود : « فَجَعَلَ كُلَّ واحدٍ مِنّا حُجَّةً عَلَى الْآخَرِ » و لذا علّامهء مجلسى نيز در بحارالانوار مىگويد : منظور از « فَجَعَلَ أَحَدَنَا » خود امام است ، « 1 » بنابراين بعضى از شارحان و مترجمان كه اين جمله را چنين معنا كردهاند كه « هر كدام از ما حجت بر ديگرى هستيم » معناى صحيحى به نظر نمىرسد . آنگاه امام به نكتهء مهمى اشاره كرده و دنياپرستى معاويه را با دليل روشنى آشكار ساخته مىفرمايد : « ولى تو با تفسير قرآن بر خلاف حق ، به دنيا روى آوردى و از من چيزى مطالبه مىكنى كه هرگز دست و زبانم به آن آلوده نشده است ( اشاره به قتل عثمان است ) و تو و اهل شام آن را دستاويز كرده ( و به من نسبت دادهايد ) تا آنجا كه عالمان شما جاهلانتان را به آن تشويق كردند و آنها كه داراى منصبى بودند از كار افتادگان شما را » ؛ ( فَعَدَوْتَ « 2 » عَلَى الدُّنْيَا بِتَأْوِيلِ الْقُرْآنِ فَطَلَبْتَنِي بِمَا لَمْ تَجْنِ « 3 » يَدِي وَلَا لِسَانِي ، وَعَصَيْتَهُ « 4 » أَنْتَ وَأَهْلُ الشَّامِ بِي ، وَأَلَّبَ « 5 » عَالِمُكُمْ جَاهِلَكُمْ ، وَقَائِمُكُمْ قَاعِدَكُمْ ) . امام عليه السلام در اين قسمت به بهانهء اصلى معاويه در ترك بيعت و باقى ماندن بر
--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 33 ، ص 117 ( 2 ) . « عَدَوْتَ » از ريشهء « عَدْوَ » بر وزن « عقل » در اصل به معناى گذشتن و جدا شدن است . سپس به معناىدويدن ، سرعت گرفتن و تاختن بر چيزى است و در اينجا به معناى تاختن بر دنياست ( 3 ) . « لَمْتَجْنِ » از ريشهء « جنايت » گرفته شده و در اينجا به اين معناست كه دست و زبان من مرتكب چنينكارى نشده است ( 4 ) . « عَصَيْتَهُ » در بسيارى از نسخ « عَصَبْتَه » ( با باء آمده است ) كه در اين جا به معناى دستآويز قرار دادن است در اين صورت معناى جمله روشن خواهد بود ؛ ولى اگر « عَصَيْتَه » ( با ياء ) باشد مفهومش اين است كه تو و اهل شام مرتكب گناه شدهايد و قتل عثمان را به دروغ به من نسبت دادهايد ( 5 ) . « ألَبَّ » از ريشهء « لَبابة » بر وزن « غرامة » به معناى صاحب عقل شدن است ، از اين رو عاقل را « لبيب » مىگويند ؛ ولى در اينجا به معناى وادار كردن و تشويق نمودن آمده است